تبلیغات
آموزش زبان عربی - مقام و منزلت حضرت فاطمه (س) قسمت اول

مقام و منزلت حضرت فاطمه (س) قسمت اول

 

نوشته شده توسط:معصومه شجری

 

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بنام خداوند جان و خرد              کزین برتر اندیشه بر نگزرد

 

اسلام برای زن ارزش والا،مقامی ارجمند و جایگاهی ویژه قائل است. تاآنجا که خداوند در قرآن 

كریم یك سوره به نام سوره نساء نازل کردو در آن دستورهای لازم برای رعایت حقوق زنان و قوانین

مربوط به ازدواج،عفت نگهداری و بهسازی محیط خانواده و حقوق متقابل زن و شوهر و افراد جامعه

و ارث داده شده است. وضع این احکام در زمانی صورت گرفت رنان از کمترین حقوق اجتماعی

محروم بودندو دختران را زنده به گور می کردند«بِاَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت»1 و عصبیت های جاهلی عرصه را

برای زنان تنگ کرده بود اسلام و قرآن مانند خورشیدی درخشید و به یاری این قشر اجتماعی

برخاست و آنها را از بند اسارتهای «عصر جاهلیت» رهانید.« لا تقتلوا اولادکم من خشیة  املاق نحن

نرزقهم و ایّاکم»2 ،واذا بشر احدهم  بالانثی ظل وجهه مسوداَ  و هو كظیم»3 در آن زمان که پیامبر

صاحب فرزند دختر شد و او را ابتر خواندند سوره کوثر در وصف فاطمه (س) نازل شد.

براساس اسنادی که در دست و مورد قبول و اتفاق فریقین است فاطمه (س) مصداق ایات متعددی از قرآن است که ما را توان آن نیست همه آنها را احصاء کرده و به شرحش بپردازیم. ذیلاً به چند آن اشاره می کنیم و این جمله را هم می افزائیم که نکته ای ظریف است. فاطمه (س) مصداق قرآن است و نسل و ذریه اش مصداق تفسیری آن ها و این پیوندی ملکوتی بین قرآن و فاطمه (س) و ذریه اوست.

 

فاطمه (س) از دیدگاه قرآن و پیامبر (ص) :

 

فاطمه (س) دارای آثار نبوت و باطن ولایت بود. او اساس و اصل اصیل شجرة ولایت بود. در این که این بانوی 18 ساله دارای مقام عفت، عصمت و فاصل بین مقام نبوت و امامت و به عقیده برخی جامع هر دو مقام بود، هیچ تردیدی نیست. طبق اکثر تفاسیر، وقتی ابراهیم آخرین پسر پیامبر (ص)، در 18 ماهگی وفات کرد دیگر برای پیامبر (ص) پسری نمانده بود. روزی پیامبر (ص) در حال خارج شدن از مسجد بود که با عاص بن وائل روبرو شد و به گفت و گو پرداختند. عده ای از بزرگان قریش که در مسجد بودند از عاص پرسیدند با چه کسی صحبت می کردی؟ گفت با اباالابتر! (یعنی با کسی که نسلش منقطع است). خداوند سوره کوثر را نازل کرد که ترجمه آن چنین است:

«بنام خداوند بخشنده مهربان: (ای رسول گرامی) ما تو را کوثر (عطای بسیار) بخشیدم؛ پس تو هم (به شکرانه آن نعمت) برای خدا به نماز (و طاعت) و قربانی (و مناسک حج) بپرداز؛ که محققاً دشمن بدگوی تو (عاص بن وائل) مقطوع النسل (و نسل تو تا قیامت به کثرت و برکت و عزت باقی) است». کوثر چشمه ای است در بهشت که در زیر عرش الهی است. آبش از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است و در بعضی از روایات به فاطمه زهرا (س) تعبیر شده است که تمام نسل پیامبر (ص) از فاطمه (س) است . افزون بر آن ، آیات دیگری چون آیه مباهله ، آیه تطهیر ، آیه إلاَّ المَوَدَّۀَ فِی القربی و آیات الابرار در شأن فاطمه (س) هستند . فاطمه (س) در زمان پدر ، مونس و یار با وفای پدر بود ، به گونه ای که پدرش ، او را ام ابیها (مادر پدرش) خواند . هر وقت فاطمه (س) بر پیامبر (ص) وارد می شد، پیامبر (ص) به احترام او به تمام قامت بر می خاست و می فرمود : فاطمه پاره تن من است ، هر کس او را خشمگین کند مرا خشمگین نموده است و هر کس او را خشنود نماید مراخشنود نموده است. عایشه روایت می کند که هیچ کس را ندیدم چون پیغمبر حرف بزد و چون او راه برود مگر فاطمه (س) . هرگاه فاطمه (س) بر رسول خدا (ص) وارد می شد ، پیغمبر (ص) سرتا پای بر می خاست ، او را استقبال می کرد و ترحیب می گفت و دست او را می گرفت و پهلوی خود می نشاند . نافع بن ابی الحمیر می گوید : هشت ماه در خدمت رسول خدا (ص) بودم هر بامداد که برای نماز صبح بیرون می آمد ، از در حجره فاطمه (س) عبور می کرد و می فرمود : «اَلسّلامُ عَلَیکم اَهلَ البَیتِ وَ رَحمَۀُ الله وَ بَرکّاتُهُ اِنّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتَ وَ یُطَهِّرَ کُم تَطهِیراً.»4

امام سجاد (ع) می فرماید : اسماء دختر عمیس گفت : روزی در حضور فاطمه (س) بودم ، ناگهان رسول خدا (ص) وارد شد . حضرت زهرا(س) گردن بندی از طلا در گردن داشت . علی (ع) این گردن بند را از غنیمت جنگی به دست آورده بود . پیامبر (ص) به فاطمه (س) فرمود : طوری نباشد که مردم بگویند فاطمه (س) خود را به تجملات طاغوتیان آراسته است. فاطمه (س) مطلب را دریافت ، بی درنگ رفت و آن را فروخت و با پول آن برده ای خرید و آزاد کرد . پیامبر (ص) از شنیدن این موضوع بسیار خوشحال شد .5

علاقه پیامبر (ص) و فاطمه (س) به یکدیگر:

پیامبر (ص) بسیار به فاطمه (س) علاقمند بود . او را تحت نظارت دقیق خود پرورش داد . پیامبر(ص) همواره ملازم او بود و او را نوازش می داد ، می بویید و می بوسید و از او جدا نمی شد.

جابربن عبدالله انصاری ، یکی از اصحاب نزدیک پیامبر (ص) ، می گوید : یکی از حاضران به آن حضرت (ص) عرض کرد : با فاطمه (س) به گونه ای رفتار می کنی که با هیچ کدام از دخترانت این گونه رفتار نکردی ؟ پیامبر (ص) در پاسخ فرمود : جبرئیل سیبی از سیب های بهشت را برایم آورد و به من داد از آن خوردم ، آب آن در صلب من قرار گرفت و فاطمه (س) از همان آب به وجود آمد . من بوی خوش بهشت را از وجود فاطمه استشمام می کنم . روزی عایشه (یکی از همسران پیامبر (ص)) نیز همین سوال را کرد و پیامبر (ص) شبیه همان پاسخ را داد و در پایان فرمود : هرگز فاطمه را نبوسیدم مگر این که بوی خوش درخت طوبی بهشت را از وجود او در روح و روانم یافتم .

جابر بن عبدالله انصاری روایت می کند که روزی علی و فاطمه با هم مفاخره می کردند و به دوستی پیغمبر (ص) خود را نزدیکتر می ساختند ، جبرئیل نازل شد و گفت : یا رسول الله ! فوری خودت بین آنها قضاوت کن . پیغمبر (ص) بر آنها وارد شد و فرمود : ای فاطمه ! تو شیرینی فرزندی داری برای من (یعنی نسل من از توست) و علی برای من سود و ثمر دارد . او نزد من محبوب تر از توست . آنگاه رو به علی (ع) کرده ، فرمود : تو هادی امت هستی و تا زنده باشم بدین امر اعتراف می کنم.

فاطمه (س) به قدری نزد پیغمبر (ص) عزیز بود که هر وقت وارد منزل او می شد نماز می گزارد. یک روز وارد شد ، نماز خواند . فاطمه (س) داخل حجره شد . پیغمبر (ص) نماز را تمام کرده برخاست او را در آغوش گرفت ، بوسید و به سر و روی ایشان دست کشید . سپس فرمود : خدا ترا بیامرزد . آنگاه به ایشان فرمود : چگونه ای ؟ عرض کرد : بد نیستم فرمود : برای من شام بیاور . ایشان شام آورد و آن حضرت (ص) تناول فرمود. پیغمبر (ص) غالباً پیشانی فاطمه (س) را می بوسید. هیچ شبی نبود که قبل از خفتن ، فاطمه (س) را نبوسد . این سیره پسندیده از زمان درگذشت خدیجه (س) همچنان ادامه داشت . تا آخرین روزهای زندگی خود هر روز که فاطمه (س) را می دید سر و صورت او را می بوسید. پیامبر اکرم(ص) بسیار به حضرت زهرا (س) علاقمند بود ، چنان که حضرت زهرا (س) نیز به همان اندازه به پیامبر (ص) علاقه داشت . این علاقه به خاطر علاقه پدر و فرزندی نبود ، بلکه بر اساس معیارهای ارزشی و معنوی بود . پیامبر (ص) در شأن فاطمه (س) می فرمود : فاطمه پاره وجود من است ، او نور چشم و میوه قلب و روح من است ، او با نوی بهشتی انسان صفت است . و نیز فرمود : فاطمه عزیزترین مردم در نزد من است . حضرت فاطمه (س) نیز بر اساس سنخیتی که با پدر داشت ، بسیار به پیامبر (ص) علاقمند بود . همواره با شوق و هیجان در مکه و مدینه و در جبهه ها به پدر خدمت می کرد ، و خاطرش لبریز از محبت او بود . روایت شده است که : پیامبر (ص) از یکی از سفرهای جنگی به مدینه بازگشت . طبق معمول نخست به مسجد رفت و دو رکعت نماز خواند . سپس قبل از ملاقات با همسرانش به خانه فاطمه (س) رفت تا با او دیدار کند . تا نگاه فاطمه (س) به چهره ملکوتی پیامبر (ص) افتاد عاشقانه به استقبالش شتافت . پیوسته صورت و چشم های پدر را می بوسید و گریه می کرد . پیامبر فرمود : چرا گریه می کنی ؟ فاطمه (س) عرض کرد : چون رنگ و رخسارت را دگرگون می بینم .6

پیامبربا همه شأن و عظمت دست دخترش را می بوسید گفته عایشه هرگاه که فاطمه (س) بر پیامبر وارد می شد رسول خدا به احترامش از جای برمی خاست و پیشانی او را می بوسید. و یا در حین ورود از او جداً استقبال می کرد و یا در خروج از محضرش مشایعتش می فرمود.

در شأن وصف فاطمه (س) و در انتساب او بخودش پیامبر کلمات والا و عجیب بکار می برد. گاهی می فرمود فاطمه (س) یک شاخه گل است (ریحانه)؛ زمانی می فرمود فاطمه (س) پاره تن من است. (بعضه مِنّی) ، و گاهی می فرمود فاطمه (س) عزیزترین مردم  نزد من است.

یا می فرمود هر که فاطمه (س) را شادان کند مرا شادان کرده است، و هرکه فاطمه (س) را بیازارد مرا آزرده است، با این اضافه که شادی و غضب من، یا محبت و آزارم، همانند حب و آزار خدا است، حتی در پاسخ به سؤال فاطمه (س) و علی از پیامبر که کدام محبوبتر و عزیزترند فرمود:« فاطمه احبُّ الیّ منک و انت یا علیُّ اعزّ منها» فاطمه (س) از تو نزد من محبوبتر است ،ای علی تواز فاطمه (س) نزد من عزیزتری.

و این گونه سخنان از یک سو شأن فاطمه (س) را نشان می دهد و از سوئی دیگر درس تربیتی برای پدران و مادران در رابطه با دخترشان که او را بحساب آورند و وزن و قدر او را کمتر از پسر عصبتهای ناروا را درباره دختران نادیده گیرند.

 

مصداق ایه تطهیر و اهل بیت:

او مصداق آیه« انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»«جز این نیست که خداوند اراده کرده است که ناپاکی را از شما اهل بیت برطرف کند و شمارا پاک و طاهر گرداند.» در قرآن است کتاب صواعق المحرقه تفسیر طبری، و کتب دیگر از رسول خدا نقل شد که این ایه درباره من و علی (ع) و حسن و حسین و فاطمه (س) نازل شده است و طبری در تفسیر خود 15 سندهای مختلف در این باره ذکر می کند.

«رجس» در لغت، معانی مختلفی دارد که از جمله اهمّ نجاسات، کفر، شک و تردید و بالاخره هرگونه پلیدی جسمی و روحی 0فکری، اخلاقی، عملی) است. و آیه شریفه که به آیه تطهیر موسوم است به اتفاق عامه و خاصه در شأن رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نازل شده است و این مسئله بقدری در روایات گوناگون کتب عامه و خاصه نقل شده است که از مسلمات بشمار می رود و صحت آن جای هیچگونه تردیدی ندارد.

ام سلمه گوید: رسول اکرم (ص) در اطاق من بود حضرت فاطمه (س) وارد شد و با خود حریره ای که در دیگی سنگی مهیا نموده بود و برای پدر آورد. پیامبر فرمود، ای فاطمه شوهرت و دو فرزندت را بیاور. امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن و امام حسین (ع) وارد شدند و نشستند و همگی از آن حریره خوردند درحالیکه رسول اکرم (ص) با آنها روی بالینی که بر روی تختی که که خوابگاه آن حضرت بود نشسته بودند. با آن حضرت یک کساء خیبری بود (ام سلمه گوید) من در آن حجره در گوشه اتاق مشغول نماز خواندن بودم که این ایه نازل شد: خدا فقط اراده اش چنین تعلق گرفته است که هرگونه رجس و آلایش را از شما خاندان نبوت برطرف کند و شما را از هر عیب معنوی پاک و منزه گرداند.

حضرت کسای خیبری خود را به روی آنها کشیده و سپس دست خود را بر بالای سر آنها گرفت و عرض کرد: بار پروردگارمن اینها آل محمدند، برکات و صلوات خود را بر محمد بفرست. حقاً تو پسندیدة عالیترین حمد و ستایشی (ام سلمه گوید) من گوشه کساء را بالا زدم که در میان آنها وارد شوم حضرت کساء را از دست من کشیدند و گفتند: تو به خیر هستی.

برخی گفته اند که آیه تطهیر دلیل عصمت نیست زیرا سیاق آیات مربوط به زنان پیامبر نازل شده است. یعنی ایات قبل از آن و آیات بعد از آن درباره زنان رسول خدا (ص) نازل شده و آنها مخاطب هستند و لذا بقرینه باید گفت که آیه تطهیر هم به ز نان پیامبر اختصاص دارد و یا دست کم آنها را هم مشمول آیه تطهیر بدانیم. درصورتی که هیچکس قائل به عصمت زنان پیامبر نشده است.

اما حقیقت اینست که احتمال مذکور اجتهاد در مقابل نص است زیرا اولاً چنانکه گفتیم روایات زیادی که در شأن نزول آیه ذکر شده است و به حد تواتر می رسد دلالت می کند بر اینکه آیه تطهیر درباره پیامبر و علی و فاطمه و حسن و حسین (صلوات الله علیهم) نازل شده است و ثانیاً اگر آیه تطهیر درباره زان رسول خدا (ص) نازل شده بود باید بصورت خطاب مؤنث (عَنکُنَّ) می شد. چنانکه آیات قبل و بعد همه با ضمیر مؤنث آمده است ولی در آیه خاص ضمیر مذکر (عَنکُم) استعمال شده است. بابراین صرف نظر از منطق لجاجت و عناد تردیدی باقی نمی ماند که آیه در شأن افراد نامبرده نازل شده است. 7

اهل بیت طهارت:

 با توجه به مطالب فوق معلوم می شود که «اهل بیت» عنوانی موهبتی است که از جانب خداوند تعالی به پیامبر (ص) و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام اعطا گردیده است و علامت مقام مخصوص آنها در پیشگاه الهی است بطوریکه اهل خانه و خویشاوندان دیگر پیامبر (ص) مشمول این عنوان نمی شوند. حتی خدیجه کبری که گرامیترین زنان پیامبر اکرم (ص) است و نیز ابراهیم که پسر پیامبر (ص) است داخل در اهل بیت نیستند.

او از نظر خویشاوندی دختر پیامبر و نزدیکترین خویشاوند اوست. پس مصداق همان ذی القربائی است که در قرآن مودت او درخواست شده« قل لا اسالکم علیه اجراً الا الموده فی القربی »جز  فاطمه (س) چه کسی است که خون پیامبر را در رگهای خود داشته باشد و بعضه رسول و پاره تن او باشد، از او خویشاوندتر کیست؟8



How can you heal an Achilles tendonitis fast?
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1396 06:05 ب.ظ
This page definitely has all of the information and facts I
needed concerning this subject and didn't know who to
ask.
http://chaneywtnjubfzsj.beep.com
شنبه چهاردهم مرداد 1396 09:09 ب.ظ
I have fun with, result in I discovered exactly what
I was looking for. You've ended my 4 day long hunt! God Bless you man. Have a nice day.
Bye
std testing centers
یکشنبه چهارم تیر 1396 10:17 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی
که ظاهر شدن دلنشین در آغاز آیا واقعا کار خوب با من
پس از برخی از زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما موفق به من مؤمن اما فقط برای کوتاه در حالی
که. من این مشکل خود را با جهش در
مفروضات و یک ممکن است را خوب به پر
کسانی که معافیت. در صورتی که شما
در واقع که می توانید انجام من می بدون شک بود در گم.
Denny
یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1396 11:59 ب.ظ
Right here is the right blog for everyone who would like to find out about this topic.
You realize so much its almost hard to argue with you
(not that I really will need to…HaHa). You certainly put a brand new spin on a
topic which has been written about for years. Excellent stuff, just great!
BHW
جمعه بیست و پنجم فروردین 1396 09:17 ق.ظ
Greate post. Keep writing such kind of info on your page.
Im really impressed by your blog.
Hello there, You have done an incredible
job. I will certainly digg it and in my view suggest to my friends.
I'm sure they will be benefited from this web site.
یک کاربر
سه شنبه ششم بهمن 1388 09:31 ب.ظ
سلام. اسم وبلاگ باعث شد بیام اینجا. خیلی وقته میخوام مکالمه عربی یاد بگیرم. حداقل بتونم واژه های معمولی رو در طی روز به عربی بیان کنم. کمی با افراد عرب زبان سر و کار دارم. بازم می یام اینجا امیدوارم از مطالب خوبتون استفاده کنم. موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر